آن روی سکه
جمهور، جمهوریت، وارطان، مهدی محسنی در بعضی جاها نازلی هم آمده اما البته فقط یک جا آن هم پیش احمد شاملو که خودش سمبل فریب خوردگی و روشنفکر نمایی است...
آهای جمهور، ای مخل امنیت و آسایش عمومی، حقت بود! آن قدر هی نوشتی که تو را فیلتر کردند. دلیلش هم خیلی ساده است: "حقت بود." می خواستی این همه گرد و خاک نکنی، اصلا شنیدم وضع بحرانی هوای خوزستان گرم هم به خاطر همین گرد و خاک های تو بوده، باز هم میگی حقت نبود؟ به به. شنیدم کارای خیلی بدی می کنی، اصلا مهندس رو چه به قلم؟ ها؟ تو مزد می گیری؟ قلم هم داری؟ خوب قلم به مزدی دیگه! بس نیست؟ وبلاگت هم که به به! شنیدم تو مسائل عاطفی مقامات هم دخالت می کنی! خیلی جرمات سنگینه. یهو برگرد فکر و استدلال هم بکن و خلاص دیگه.
تازه شنیدم از اسم محسنی اژه ای هم چند جا سوء استفاده کردی که این عضو دلسوز بدن انقلاب رو بدنام کنی، اصلا جای تو ایران نیست، تو لایق نوشتن توی نشریه های وزین این مملکت نیستی. تو اصلا حقته بری تو همون رسانه های بی بی سی و بی بی سی و پنج و اینا بنویسی. برو دیگه دوسِت ندارم. اسمتو نمی خوام بیارم .....
این روی سکه
ویژگی باارزش نوشته های او را در همه جانبه بودنش می بینم. سیاست، زنان، کودکان، کار، اقتصاد، سکسولوژی، کنایه ها و مایه های طنز و شاید از همه مهم تر توجه به ابعاد وسیع مشکلات فرهنگی و اجتماعی مردم و با تاکید به مشکلات خوزستان ؛ آسان نیست از همه چیز، خوب نوشتن.
بی شک انتخاب چند باره ی مهدی محسنی در برترین های وبلاگستان هم نشان از خوبی جنس نوشته هایش است و هم خوبی جنس خودش که بی هریک از این ها حاصل نخواهد شد.
دلم می خواهد روزی بتوانم با متانت نوشته های ایشان، بی عصبانیت و بی ادبیات زشت و گاه زننده بنویسم. محسنی و محسنی ها باید بنویسند و دست اجتماع ما را بگیرند. فقط مانده ام این جوک چند ساله ی "زین پس به جای واژه ی غریب و غربی اینترنت از واژه ی کاملا داخلی و جمهوری اسلامیزه شده ی فیلترنت استفاده کنید" تا کنون برای هریک از این تصمیم گیران حوزه ی اطلاعات و سیاست و فرهنگ ایران فرستاده نشده است؟ آیا خجالت نکشیده اند؟
سانسور جمهور و نوشته هایش را، چون، سانسور تمام نویسندگان آزاده ی ایران و خودسانسوری زشت و ناخواسته ی ملت ایران تقبیح می کنم.
پی نوشت1: میرا برای او نوشته است.![]()
پی نوشت2: شاملو هم برای او نوشته است: ![]()
«ــ وارطان! سخن بگو!
مرغ ِ سکوت، جوجهي مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشستهست!»
پی نوشت3: دلگرمی محسنی عزیز اصلی ترین انگیزه ی من از نوشتن این مطلب است.![]()
پی نوشت4: اردیبهشت، ماه تولد نیمی از زنان و دخترانی است که دوستشان دارم. تولد دوستان نازنینم نفیسه که درست خواهر واقعی زندگی من است، نازلی، دختری که احساسات انسانی اش را همواره ستوده ام، آزاده گرامی و عزیز و عروس آینده ای نزدیک و آزاده ای دیگر و علیرضا، عروس و داماد امشب که میهمان ایشانیم تبریک می گویم.






