گاهی بازخوانی دانسته ها و تامل در آن ضرر ندارد. با من همراه شوید.
کمتر هفته ایست که نام جلوه را از خواهر نازنینم نفیسه نشنوم. آری! یاران عاشق در تکاپوی حال و اوضاع مریمند که جلوه جواهری فعال دوست داشتنی زنان هم دستگیر می شود و آرام آرام می رود تا زنی زخم نخورده در پیکره فعالیت های اجتماعی ایران باقی نماند. پس تلاش کنید مردان سبزپوش و زنان سیاهپوش و قاضیان کور، که چند نفری بیشتر نمانده.
اما حکایت، چیست و حکمت، کدام؟ نمی فهمم چگونه می توان سکوت کرد، جز با بی غیرتی محض!!!؟ به سادگی آب خوردن، این بار، جلوه جواهری بازداشت شد.
فکر که می کنم دلم آتش می گیرد، دیگر جلوه و مریم و باقی و گنجی و عباس و رقاص نیاز نیست کسی را کشته باشند و رانتی خورده باشند و گوجه را گران کرده باشند و زنایی کرده یا جیبی را زده باشند، فقط همین که همرنگ عامه ی خودخواه نباشند باید به زندان بروند. آخر چرا؟ به شکل همان شعار معروف و منقوش به در و دیوار و ورد زبان مردان غیرتی مملکت، می گویم و اصرار می ورزم که زندانی شدن جوانان اندیشمند ما از بی غیرتی مردمِ بی رگِ ماست ، بی رگِ بی رگ شده ایم. فقط همین. مشتِ نمونه ی خروار زیر را بخوانید
نمونه خارجی الف: در ایتالیا پلیس به اشتباه تماشاگری خلافکار را می کشد و هزار بار عذرخواهی می کند اما باز دو هفته لیگ این کشور تعطیل می شود و اعتراضات شدید مردمی بی دغدغه ای انجام می شود و پلیس به توجه بیشتر ملزم می گردد.
نمونه داخلی الف 1: در ایران به علت سهل انگاری و گوسفندپنداری مردم از سوی مسؤولان ورزشگاه آزادی تعدادی از تماشاگران می میرند و آب هم از آب تکان نمی خورد.
نمونه داخلی الف 2: در مترو یک حاج آقای کلت به کمر یک جوان را بی هیچ محاکمه ئی و به ضرب گلوله می کشد و آب از آب تکان نمی خورد.
نمونه داخلی الف 3: در سلسبیل یه پلیس به اشتباه مخ یک جوان بخت برگشته را متلاشی می کند و ماست از ماست تکان نمی خورد!
نمونه خارجی ب: در آرژانتین گوجه دوبرابر گران می شود و راه پیمایی اعتراض آمیز شدیدی بوینس آیرس را فرا می گیرد و مردم تا بازگشت به قیمت سابق به طور کامل گوجه را تحریم می کنند
نمونه داخلی ب: در ایران گوجه پنج برابر گران می شود و مردم به توصیه رئیس جمهور محترم در صفوف به هم پیوسته و اتحادی ملی و انسجامی اسلامی به محله ی رئیس جمهور می روند و گوجه ی مصرفی یک سال خود و خانوار را تهیه می کنند.
نمونه خارجی پ: در اتحادیه اروپا تقریبا هیچ انسانی به صرف فعالیت اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی اش بازداشت نمی شود اما دولت ایران دق و دق سفیران کشورهای اتحادیه اروپایی را به اتهام عدم رعایت حقوق شهروندی در کشورهای متبوعشان و یا در کشورهای دیگر، به وزارت خارجه "متکی به شریعتمداری و بروجردی و ..." فراخوانده و یک عضو بدنش کشیده می شود.
نمونه داخلی پ: در ایران تقریبا هر روز یک نفر فعال اجتماعی به زندان می افتد و یکی دو نفر اعتراض می کنند و همان ها در فاصله ی یکی دو روز بعد به زندان می افتند و اگر کسی گفت بالای چشم حکومت ابروست بسیجیان جان برکف چند الاغ را برگزیده و بر تنشان پرچم اسرائیل و امریکا می پوشند و برای رسوایی این کشورهای بد و مزخرف الاغ ها را در سطح شهر می گردانند و همه ی مردم برای تماشای الاغ ها به خیابان ها می آیند و از صمیم قلب خوشحالند و به این بسیجیان و الاغ های همیشه در صحنه شان افتخار می کنند.
حتی در ونزوئلا مردم به درخواست امکان سه دوره متوالی انتخاب شدن رئیس جمهور اعتراض می کنند و خلاصه صدا و سیمای ما (که گویا محتاط تر از کشور مورد نظر این خبر را اعلام می کند) مجبور به اعلام آن می شود و پس از اعتراضات گسترده ی مردم، چون در قانون اساسی شان پستی مادام العمر را پیش بینی نکرده اند و روی انجام این کار را هم ندارند (احتمالا به طور موقت) این خواسته ی نابجا پس گرفته می شود اما در ایران ما ............ و خلاصه به همه نوع خاک سیاه می نشینیم، شاااااید که آینده از آنِ ما.