با درودي بيكران اخبار جنبش مردمي " ما هستيم " را من، شهرام همايون از تلويزيون مردمي كانال يك ضمن اعلام شماره حسابم كه به صورت زير نويس، بالانويس، راست نويس، چپ نويس و حتي ديوارنويس مي بينيد خدمتتان تقديم مي كنم:
يك- ديروز مردم تهران و همه جاي ايران نان خريدند، و توانستند به تمام دنيا ثابت كنند كه وقتي ما گرسنه ايم بايد نان بخوريم و اين " ما هستيم " كه نان مي خوريم و نه سران مملكت كه از خون جوانان اين مرز و بوم آريايي مي خورند. شاخه نان جنبش ما هستيم تا كنون نيز بيشترين سهم را در پيشبرد اين جنبش داشته است.
دو- چند روز پيش با شروع سال گاو تمام طويله ها به ما پيوستند و همه گاوها يك صدا مي گفتند " ماااااااااااااااااااااااااااا" اما به خاطر خيانت هاي خاتمي و فريبكاري هايش در نمايش اصلاحات هنوز زبانشان نمي چرخد بگويند " مااااااااااا هستيم ". اما من مطمئنم اين شماره حساب مي تواند يك سرمايه گذاري مطمئن براي همه ي اين حيوانات نجيب باشد تا بتوانيم به صورت رايگان و با گفتار درماني لهجه اين عزيزان را اصلاح كنيم و يكصدا " ما هستيم " بگوييم.
سه- خبر خوش اين كه بسياري از بسيجيان ايران عزيز كه به واقع جوانان دست از جان شسته ي جدا از حاكميت هستند نيز به " ما هستيم " پيوستند و طي يك حركت نمادين و زيبا ديروز در مقابل پارك ملت تهران و اصولا تمام پارك هايي كه بعد از پيروزي ما، مال ملت خواهد بود خطاب به مافياي اقتصادي، يك صدا فرياد زدند "مام هستيم" "مام هستيم" كه اين نشان از پيوستن آن ها به مردم است.
چهار- قرار است جنبش "ما هستيم اوليها" با شروع مدارس در روز پانزدهم فروردين شروع به فعاليت كند و تمام دانش آموزان مدارس ابتدايي وقت حضور و غياب بعد از خواندن اسمشان توسط معلم بگويند " خانوم اجازه؟ ما هستيم " و اين راهي است براي رهايي ملت ايران.
پنج- خبر ديگر اين كه بيشترين چيزي كه در ايام نوروز تا كنون در مكالمات تلفني مردم در نوروز شاهنشاهي شنيده شده، اين جمله است كه " ما هستيم ، تشريف بياوريد ". حتما خاطرتان هست كه در ايام پادشاه فقيد ايران زمين مردم همين طوري فرت مي رفتند درِ خانه همديگر براي عيد ديدني، اما امروز در مخالفت با رژيم آخوندي، مردم ما آن فرهنگ را كنار گذاشته و با پيوستن به جنبش " ما هستيم " همه به هم زنگ مي زنند و با جمله " ما هستيم " اعلام حضور ميكنند. جالب اينجاست كه پرسش "شما هستين؟" و "جايي نمي خواستين برين؟" از رموز اصلي ايجاد اين جنبش بزرگ و شورآفرين مردم ايران بوده است.
شش- بررسي گسترده جوانان ما در سراسر ايران نشان داده بيشتر نامهايي كه در يك ماهه اخير بر روي نوزادان و آينده سازان اين جنبش گذاشته شده به ترتيب "محمدرضا"، "شهرام" و "همايون" بوده است. اگرچه هنوز شبهه اين وجود دارد كه اين علاقه به واسطه "محدرضا شجريان"، "شهرام شب پره" و "همايون شجريان" ايجاد شده باشد اما با توجه به اين كه وقتي كسي درخواست اين اسامي را دارد به آنها ميگويند "مسوول ثبت نام نيست، شايد هم نيايد" اما مردم در پاسخ مي گويند "ما هستيم تا بياد"متوجه مي شويم هدفي جز پيوستن به جنبش " ما هستيم " را ندارند.
هفت- همان طور كه اطلاع داريد اين جنبش علاوه بر جوانان، حمايت پرشوري از سوي سرد و گرم چشيدههاي بالاي 90 سال اين كشور به خود مي بيند، پيرمردان و پيرزناني كه اكثرا هم اموالشان كه به واسطه شايستگي فراوان!!!! از شاه دريافت كرده بودند، حالا توسط عمال رژيم به غارت رفته است. نمي دانيد چه احساسي به من دست مي دهد وقتي مي بينم اينها با عصا، ويلچير، و حتي ماشين هاي آمبولانس در تجمعهاي ما شركت مي كنند و گاهي با نعش كش بر مي گردند. حتي عزيزان من! برايتان بگويم كه همه اينها هم قسم شدهاند كه بر روي سنگ قبرشان به جاي شعر و سرو گل اندام و آيات قران و اين ها بنويسند " ما بوديم" و اين دقيقا معنايش همان " ما هستيم " سابق است.
هشت- جنبش " ما هستيم " هم اكنون در حوزه هاي علميه، دانشگاهها، سربازيها، شهرنوها، بانكها سفرهاي استاني و اصولا هرجايي كه نخودچي كيشميش، غذا، وام، خانوم و غيره پخش ميكنند فعال و سيال است.
نه- پرچم سه رنگ و زيباي " ما هستيم نشانِ" اين جنبش كه سبزش يادآور سبزي علفهايي است كه گاوهاي مذكور مي خورند، سفيدش يادآور كفن شير-پيرمردان و شير-پيرزناني است كه با ما بودند و قرمزي اش براي غافلگيري شما يادآور رنگ نانهاي بربريي است كه در مخالفت با نظام مي خوريد، بر بالاترين نقاط شهرهاي ايران افراخته شد.
پاينده باد ايران، پاينده باد " ما هستيم ".
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت: نه با كتاب فروختن شهرام همايون مشكل دارم، نه با شاه دوست بودنش، نه با شماره حساب دادنش، نه با يار جمع كردنش، و نه حتي اگر دلار آمريكايي يا ريال پهلوي خرج آن شود. من با نوع حركاتي كه پايه آن آگاهي بخشي و هدف آن اصلاح نيست مخالفم اما به شرط آن كه ديدگاهي ديكتاتورخواهانه نداشته باشد مبارزه جدي نيز با آن نخواهم كرد.
اين متن را به دعوت دوست خوبم اميرهادي انواري نوشتم و به رسم آن از اين دوستان متنوع نيز دعوت مي كنم ديدگاه خود را نسبت به اين حركت كه با ديدگاه سلطنت طلبي، به مذاق بخشي از جامعه نيز خوش آمده است، بنويسند. فكر مي كنم موضوع نه فقط در حوزه اين حركت كه اصولا در ديدگاه جنبش هاي اجتماعي مي تواند موضوع مفيدي باشد.
بهزاد مهراني بزرگوار در "حقوق بشر و فردگرايي"، مسيح علي نژاد گرامي، مجتبي سميع نژاد عزيز در "قمار عاشقانه"، آيدا سعادت عزيز در "پرگاس"، مرد صميمانه تر محمدجواد روح، نوشين جعفري كه اين روزها در دامان هنر پرسه مي زند، مونا قاسميان مهربان در "زمين انسانها"، اصلاح طلب دوآتشه!!! آرمين سنايي در "ما همه خوبيم" ، عسل اخوان عزيزم در "عسل نگاشت" ، مارال عزيز در "اتاقي از آن خود"، ققنوس عزيزتر از جانم در "آفتاب از نگاه تو مي رويد"، بيتا ياري گرامي در "فرياد" ، شهيد شهر مهرداد رحيمي در ققنوس ، نيما نامداري گرامي در "ساز مخالف"، ماني جانم در "سبك ايراني"، عبدالرضا احمدي عزيز در "فردا روز كه مي آيد"، ميثم عزيز در "چپ انديش"، و در پايان نصور نقي پور گرامي
در اين زمينه علي كلايي، اميرهادي انواري، تورج و رضا رادمنش را بخوانيد

خوب،
همان طور که می دانید قرار شد شخصیت های هنری، ورزشی و ملی در تبلیغات شرکت نکنند، بر این اساس کسانی که می توانند در تبلیغات شرکت کنند به دو دسته ی زیر تقسیم بندی می شود:
دسته ی اول: شخصیت های غیر ملی مانند دولتمردان، حامیان دولت، بسیجیان، قاچاقچیان مواد مخدر و غیره
دسته ی دوم: شخصیت های اقدام کننده علیه امنیت ملی مانند اصلاح طلبان، فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، فعالان سیاسی، فعالان دانشجویی، اپوزیسیون و کلیه کسانی که کتاب می خوانند یا سرشان به تنشان می ارزد.
به نمونه هایی از این افراد و نوع تبلیغ آن ها در زیر توجه فرمائید:
محسنی اژه ای از دسته ی اول: جهت تبلیغ خمیر دندان پونه، به جهت اثربخشی در گازگرفتن جاهای مختلف بدن و نیز تبلیغ شرکت "قندانسازان اصلاحات کش"
عیسی سحر خیز از دسته ی دوم: جهت تبلیغ واکسن هاری و پماد بتامتازون
احمد باطبی از دسته ی دوم: جهت تبلیغ پودر شوینده ی جدید تاژ، با قابلیت ویژه برای بردن لکه ی خون از لباس ها
مهدی کروبی از هر دو دسته (ایشان به دلیل اصلاح طلبی ذاتی در دسته ی دوم و همین طور تخریب اصلاح طلبان و در حکم حامی دولت، در دسته اول قرار می گیرند): جهت تبلیغ سیفون
علی کلایی از دسته ی دوم: جهت تبلیغ کتاب "شریعتی، قربون چشم و ابروت" و "خدا، نماینده شریعتی در آسمان ها"
مصطفی پورمحمدی از دسته ی اول: جهت "ترویج ازدواج موقت در بین جوانان" آن هم با جرات و جسارت
روح مرحوم مصدق از دسته ی دوم: جهت تبلیغ "انرژی هسته ای"
عباس پالیزدار از هردو دسته: جهت تبلیغ "کبابیِ حاج محمود" با شعار "اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم"
اکبر گنجی از دسته ی دوم: جهت تبلیغ کلاس های "کاهش وزن به کمک اعتصاب غذا با چاشنی مانیفست جمهوری خواهی"
سعید مرتضوی از دسته ی اول: جهت تبلیغ "جسم سخت"
بَبری خان، قاچاقچی خطرناک مواد مخدر در منطقه سیستان از دسته ی اول: جهت تبلیغ داروهای ترک اعتیاد
حسین شریعتمداری از دسته ی اول: به همراه ببری خان به عنوان "چهره ی بشّاش ببری خان بعد از تَرک"
علیرضا نوری زاده از دسته ی دوم: جهت تبلیغ "واحد مرکزی خبر"
سعید عسگر از دسته ی اول: جهت تبلیغ "سلاح های گرم" البته جهت پخش، فقط در امریکای جنایتکار
غلامحسین الهام از دسته ی اول: جهت تبلیغ "غذاسازهای چندکاره" با مارک "رایحه خوش خدمت"
فاطمه رجبی از دسته ی اول: جهت تبلیغات انتخاباتی دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد و غیره
دیه گو مارادونا از دسته ی اول: به همراه بانوی معجزه، جهت تبلیغات انتخاباتی دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد
مرحوم عزت ابراهیم نژاد از دسته ی دوم: جهت تبلیغ ریش تراش فیلیپس، با شعار "ریش تراش ها هرگز نمی میرند اما آدم ها مثل آب خوردن"
مسیح علی نژاد از دسته ی دوم: جهت تبلیغ "پارک دلفین ها"
محمود احمدی نژاد از دسته ی اول: به طور مشترک به عنوان مانکن جهت تبلیغ "کاپشن احمدی نژادی" و نیز "پارک دلفین ها"
مصطفی تاجزاده از دسته ی دوم: جهت تبلیغ فیلم "عمرا اگه تأیید صلاحیت شی" ساخته ی احمد جنّتی
-----------------------------------
پی نوشت: تعابیر جالبِ عزیزم امیرهادی انواری را در اینجا بخوانید. واقعا خواندنی است، مثل بسیاری از کارهایش
پي نوشت ديگر: نوشته ي حميد مافي عزيز را هم بخوانيد. گزيده ايست از سخنان بعضي بزرگان در باب اخلاق ايرانيان. حتما بايد خواندش
می دانیم که دکتر مددی معاونت محترم جنسی–فرهنگی دانشگاه زنجان در روزی از روزهای خدا ناگهان مورد حمله ی یک دختر بی حجاب قرار گرفت و خوشبختانه با شکستنِ دربِ اتاقش توسط تعدادی از عابران پیاده، از تجاوز جنسی آن دختر در امان ماند و خوشبختانه هنوز باکِر است (باکِر، مردی که است که به لحاظ ظاهری معلوم نیست که تا کنون چه کرده است یا چند بار)
برادران خداجو و قدرتمند! خواهران ضعیفه ی کمرباریک! من دلم به درد آمده است! من وجودم سرشار از خشم است، فقط حیف که خشم من الهی نیست وگرنه می دانستم چه کار کنم! حالا من تنهایی نمی توانم، اما آخر چقدر؟ آخر چند بار برای این اساتید پاپوش درست می کنند؟ آخر چند بار؟ ها؟ چند بار؟ چقدر حرمت استاد را زیر پا می گذاریم؟ ها؟ ها و زهر مار! یک کاری بکنید! خواهش می کنم! این فراخوان خیلی مهم است، این فراخوان، خیلی خوب است! آن را جدی بگیرید!
به حول و قوه ی پروردگار، کمپین صد میلیون امضا در حمایت از دکتر مددی را با اعلام اهداف ذیل آغاز می کنیم:
1. حمایت از جامعه ی دکترها که پزشک و غیرپزشک ندارد، چرا که همگی محرم بیماران هستند و حق دارند هر کسی را لخت نمایند.
2. حفظ حرمت استادان دانشگاه، این طور نباشد که پنج هزار نفر جوجه دانشجو که به عمرشان هم از آن کارها نکرده اند بتوانند حرکت جنسی-اخلاقی یک مردِ حق را محکوم کنند.
3. این که مردم نفهمند که مقامات ما چطوری اند اصولا بدانند که اصلا از این خبرا نیست اون بالا، اصولا!
4. این که هر دانشجویی نتواند با موبایل روشن برود هر جایی که دلش خواست، بلکه با موبایل خاموش برود هر جایی دل مقامات خواست.
5. برابری تمام مقامات در مقابل قانون! چنان که می دانیم، قانون که نابرابر باشد دیدگاه و فرهنگ را هم نابرابر می کند و ممکن است بعضی از مقاماتی که از این کارها می کنند از نظر مردمِ فریب خورده مورد عتاب قرار گیرند.
6. حفظ ارزش های این نظام مقدّس، که عضو جدانشدنی از بدن تک تک ماست!
از کلیه عزیزان خواهش می کنم:
ü عکس های زیبا و غیرخانوادگی از ایشان را برای ما ارسال کنید. عکس ها فقط از صورت ایشان باشد و عکس جایِ دیگرِ او مجاز نیست.
ü کلیه کسانی که می توانند لوگو طراحی کنند زود دست به کار شوند.
ü شعارهای انقلابی خود، مانند "گوشی رو بشکن!"، "مددی سیاوش زمان"، "مددی چیکارش می کنه، سوراخ سوراخش می کنه"، "ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم ..... مگر آن شهاب ثاقب، مددی دهد خدا را"، "خدایا خدایا، تا انقلاب مهدی از نهضت مددی محافظت بفرما"، "مددی جادوی دومِ هزاره ی سوم" را برای قرار گرفتن بر روی لوگوهای حمایت برای من ارسال کنید.
ü مقالات جدی و خشمگینانه ی خود مانند این مطلب را در انزجار از این حرکت بی حجاب و بی ناموسیِ دختره به ایمیل آدرس من یا خودِ دکتر مددی ارسال کنید تا در آدرس کمپین استاد مددی که http://sos-madadi.wordpress.com است قرار دهم.
ü یک روز را به عنوان روز حمایت از استاد مددی پیشنهاد نمایید. در این روز هر ایرانی باید دست از کار بکشد و به آن کارهایی که دکتر مددی دوست دارد بپردازد.
ü اجرای کنسرت "همنوا با مددی" می تواند مرهمی باشد بر دردهای این مرد راستی پیشه!!!
استاد امامي كاشاني در نماز جمعه اخير تهران فرمودند: بهتان زنندگان عليه نظام گرفتار مکر الهي مي شوند. به مصداق هاي مكر الهي در مورد فردي كه حرف هايي عليه سران نظام هم زده، فكر كردم. و سوالي در ذهنم ايجاد شد.
سوال: قرار است بهتان گوي به نظام كه احتمالا هم اكنون در زندان است از چه طريق گرفتار مكر خدا شود؟ ![]()
الف: به روش سعيد امامي (از طريق خوردنِ داروي نظافتِ آب شده يا ساير مصالح ساختماني)
ب: به روش اكبر محمدي (ايشان ناگهان دچار اعتصاب غذا مي شوند و خود به خود مي ميرند)
پ: به روش آمريكا در طبس، از طريق طوفان شن
ت: از طريق سوناميِ غير منتظره
ث: از طريق لرزيدنِ زمين، درست زيرپاي خود او و نلرزيدن آن زير پاي بقيه ي مومنين
ج: به روش سپاه ابرهه، از طريق ابابيل
چ:به روش سعيد حجاريان و گرفتن شكمش به سمت تير يك جوانِ معصومِ فريب خورده
ح: مثل بچه ي آدم، از طريق جسم سخت (اين جسم مي تواند هم از اولش سخت باشد و سرِ فرد بخورد به آن، هم اولش سخت نباشد و بعد به دليل غليانات روحي، سخت شود و به جان فرد بيفتد)
خ: هيچكدام، مثل بقيه به شكل نامعلومي
پي نوشت آبي واسه دل خودم: استقلال قهرمان جام حذفي شد. اتفاقي بسيار خوشايند و شيرين براي من. و اما يك اتفاق غم انگيز كوچولو؛ عليرضا منصوريان از فوتبال خداحافظي كرد. شايد خنده تان بگيرد. اما از سال 73 تا امروز هر زماني كه او در استقلال بوده بازي هاي استقلال را نيمي به عشق او نگاه كرده ام. در سيزده چهارده سالگي هر هفته اي كه استقلال جوان يا صداي عدالت پوستري از او را كار مي كردند آن را به ديوار اتاقم مي كوبيدم و كلي خوش بودم. و شايد باز مسخره تر بيايد اگر بگويم با رفتن او بخشي از انگيزه ام براي ديدن بازي هاي استقلال كم مي شود. خيلي ها وقتي فوتبال بازي مي كرديم مرا علي منصوريان صدا مي كردند ... يادم نمي رود يك بازي ايران و عمان در سال 76؛ علي منصوريان توپي را كه خداداد براي او پاس فرستاده بود گل كرد و وقتي همبازيانش به سوي او آمدند همه را به تشكر از خداداد دعوت كرد.
عليرضا منصوريان پسر بامعرفت، دوست داشتني و محبوبِ فوتبال ايران و مخصوصا استقلالي ها را ديگر در زمين سبز استقلال نخواهم ديد. دلم مي گيرد اما آرزو مي كنم مرد سي و هفت ساله ي امروز، مرد مفيد آينده ي ورزش ما باشد ...

دلم می خواست مطلب خودنمایانه و خودستایانه ی قبلی ام را به وسیله ی مطلبی جدید له نکنم و همه بخوانندش و همین طوری الکی گولم را بخورند و فکر کنند من آدم خوبی هستم، اما مقتدی نگذاشت. این پسره ی شیطون بلا دسته گل به آب داد، و چیزی گفت که مخ بسیاری از مقامات دنیا را دچار باد معده کرد. در بخشی از مصاحبه ی مقتدی صدر، رهبر گروه نظامی جیش المهدی با شبکه الجزیره و در پاسخ به اتهام اجرای برنامه های ایران در عراق بوسیله ی او، مطلبی را عنوان کرد که از سوی سایت تابناک (بازتاب سابق) گستاخی مقتدی صدر در مقابل آیت الله خامنه ای تعبیر و تیتر شد. پاسخ مقتدی جیگر طلا چنین بود: "من در ديداري كه سال گذشته با رهبر ايران داشتم، ايشان را نصيحت كردم، ببخشيد يادآور شدم كه با اهداف «سياسی و نظامی» دولت ايران در عراق موافق نيستم و ايران بايد به اين دخالتها پايان دهد." من که مطلب را خواندم، چون هنوز جزو مقامات دنیا نشده ام فقط کفم برید و از هرگونه کار صدادار و بودار خودداری کردم. راستش این اتهام در تمام مدتی که سپاه مهدی بعد از اشغال امریکایی عراق به فعالیت های نظامی اش می پردازد در برابر ایشان مطرح شده و بارها به وسیله ی سیاستمداران و مفسرین و نوری زاده که گویی مقتدی و سید علی آقا را بهتر از برادرش می شناسد ادعا شده است که چه به لحاظ مالی و چه در سیاست گذاری مقتدی صدر تحت تاثیر سیاست خارجی رهبر حکومت ایران قرار دارد، اما مقتدی با این سخن بسیاری از معادلات را به هم زد و علاوه بر تایید دخالت های ایران در عراق که بارها به وسیله مقامات ایران رد شده است مخالفت خود را با این فعالیت های مداخله جویانه ابراز نمود. و با نوع ادبیاتش نیز بسیاری را شگفت زده کرد و به نوعی به مردم ایران هم گفت که حواستان باشد اینقدر مرد شماره یک کشورتان را در ذهنتان باد نکنند! لااقل من که دلم می خواهد چنین نتیجه ای بگیرم چراکه برای بسیاری از مردم ما این طور جا افتاده که آقای خامنه ای، به مقتدی و نصرالله و خالد مشعل نگاهی کاملا از بالا به پایین دارد اما چندین بار نمونه هایی دیده شده که این ها کم هم برای رهبر انقلاب ایران گردن کلفتی نمی کنند و قلب ما را نمی فشارند. نمونه های این کلفتیِ گردن را هم به جان خودم وقتی سرشان را کمی بالا می آورند می شود دید که لااقل یکی دو سانت شعاع گردنشان از آقای ما بیشتر است. الهی بمیرم! از طرفی آمریکای تنفرانگیز که ارواح عمه اش دارد با تروریسم دولتی و ملٌتی در عراق و بقیه دنیا مقابله می کند این وسط نمی داند باید قسم حضرت مریم را قبول کند یا دم کروکودیل را!
به هر حال در پی این اقدام شنیع مقتدی صدر که احتمالا بدون هماهنگی با ما صورت گرفته است آفتابگردان عاشق که تا همین دیروز از هرگونه اساعه ادب وبلاگی به ایشان وحشت داشت چون فکر می کرد شاید اقدام علیه امنیت ملی تلقی شود، ضمن محکوم کردن این غلطای اضافی پیشنهاد می کند دولت هرچه سریعتر ضمن ایجاد یک حرکت خودجوش مردمی یک راهپیمایی اعتراضی راه بیندازد و شعارهایی به شرح ذیل را نثار روح مقتدی صدر و پیش تر از همکاری و بددهنی شما ملت شریف هم تشکر نماید:

پی نوشت۱ : دقت کردین مقتدی چه فیلمی سر تصحیح جمله ی "خامنه ای رو نصیحت کردم" به "بهش یادآوری کردم" بازی کرد؟ این تیکه رو درست عین ادبیات خودم حرف زد که اول حرفش رو می زنه بعد یه خاک بر سرم میگه و تصحیح می کنه، منم که خوابم. خدایی خیلی بچه تیزیه، حقشه هرچی پول گرفته.
پی نوشت۲ : قیافه اش رو نیگا! آخه کی به این، زن میده؟
این از منم بدتره دیگه ![]()
پی نوشت۳ : نظر شما را به حرکت دست ایشون جلب می کنم ![]()
پی نوشت۴ : دوستت دارم ها رو از هم دریغ نکنیم ![]()
چنان كه اطلاع داريد جناب وزير كشور در سخنراني جالبي ترويج جسورانه ي ازدواج موقت را خواستار شد و تاكيد كرد كه ازدواج موقت تنها براي كامجويي و سوء استفاده نيست (يعني براي سوء استفاده هم هست. نقل از روزنامه ايران 12 خرداد 86). بر اساس اين سخنراني احساس وظيفه كردم مصاحبه اي با اين بزرگمرد انجام دهم تا ابعاد مختلف اين سخنان براي شما آشكار شود. متن گفتگوي مرا به صورت خلاصه در زير مي خوانيد:
من: جناب وزير! من يك وبلاگ نويس مستقل هستم و خدمت رسيدم كه با شما مصاحبه كنم
جناب وزير: مستقل هستيد يعني با كه هستيد؟
من: جناب وزير! مستقل يعني با كس خاصي نيستم
جناب وزير: يعني با ما نيستيد؟
من: با شما نه ولي با مقام معظم رهبري چرا!
جناب وزير: {صداي ضعيف قورت دادن آب دهن}
من: خوب جناب وزير! همانطور كه مي دانيد بعد از اعلام حمايت شما از مساله ي ازدواج موقت موجي از شادي جوانان را فرا گرفت. حتي در مواردي ديدم كه مردم تيتر روزنامه ها را بالا گرفته بودند و در ماشين ها شيريني پخش مي كردند. همه مي گفتند يوم الله واقعي امروز است. نظرتان نسبت به اين خوشحالي چيست؟ ![]()
جناب وزير: ما اين حرف ها را نزديم كه جوانان خوشحال شوند. ما فقط گفتيم كه جوانان ارضا شوند. ![]()
من: آخر جناب وزير اين دو مسئله ي خوشحالي و ارضا ارتباط ظريفي با هم دارند.
جناب وزير: خير. ما كه ارتباطي نمي بينيم. پس زور نزنيد. ![]()
من: اوكي جناب وزير! در عكس هايي كه از شما در هنگام اين سخنراني گرفته شد كلا چشمتان خمار بود. اين مساله علت خاصي داشت؟ ![]()
جناب وزير: خير
من: جون من؟
جناب وزير: خير
من: {چشمك}
جناب وزير: چشمك زدي؟ ![]()
من: نه
جناب وزير: چشمك زدي. صدا داد.![]()
من: اي شيطووووووون!!!!!!! ![]()
جناب وزير: راستش رو بخواي پسر گلم! اين فصل، فصل جفت گيري ماست و من هم داشتم دلبري مي كردم. شما هم اگر مايل باشيد خودم نشد يكي ديگر را برايتان پيدا مي كنم. ![]()
من: مااااااااااااااااااااا. يكي منو نجات بده. ولم كن. نههههههههه! من نمي خوااااام. ![]()
![]()
جناب وزير: بي جنبه! من تو سن تو كه بودم {از اين به بعدش را ديگر نمي توان تعريف كرد، البته من مي خواستم تعريف كنم اما خود وزير گفتند ممكن است از اين گفته ها سوء استفاده شود و از اين به بعد جاي جناب وزير مرا ...... صدا كنند} ![]()
![]()
{گوشم تيز مي شود. از اين به بعد من سعي مي كنم كه خود را بيشتر جمع و جور كنم تا در به گناه افتادن آقاي وزير مقصر نباشم. من حتي پيراهنم را از شلوارم در آوردم و روي پايم انداختم ![]()
}
من: آقاي وزير! شما تا حالا كسي را براي كسي غير از خودتان پيدا كرده ايد؟
جناب وزير: بله چند بار. اما اين كارم اصلا از نوع بد نبوده و فقط به قصد ازدواج موقت يكي دو ساعتي بوده است. {آقاي وزير نگاهي به من مي كند و مي گويد} خودتي. ![]()
من: اصلا مهم نيست. همين كه فهميديد چه هستيد و عصباني شديد خوب است. من كه حال كردم. آقاي وزير! شما به خواهر يا دختر خودتان و حتي همسرتان هم توصيه به ازدواج موقت مي كنيد؟ ![]()
![]()
جناب وزير: بله! ما معتقديم هر دستوري را بايد نخست خودمان انجام دهيم. من اين مساله را از خانواده خودم شروع كرده ام. شخصا تمام خانواده ام براي اين كه به گناه نيفتند به اين كار مي پردازند. ![]()
من: جناب وزير مي خواهم يك شوخي بكنم. آيا مي شود در خيابان به هر زني كه مي بينيم بگوييم: "عجب خانم باشخصيتي! با من ازدواج موقت مكننده؟" ![]()
جناب وزير: شما غلط مي كنيد شوخي مي كنيد. شما بايد خيلي جدي بگوييد. ![]()
من: آقاي وزير با اين توصيه هاي شما آيا س ك س در تمام سطح شهر آزاد خواهد بود؟ ![]()
جناب وزير: اولا كه ديگر نشنوم به جاي ازدواج موقت بگوييد س ك س! و اما در جواب سوالتان، اين كار بر روي خطوط عابر پياده و درون جوب آزاد نيست. چرا كه خطوط، براي عبور عابران و جوب، براي عبور آب و ريختن آشغال است. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من: جناب وزير شبهاتي مبني بر سهميه بندي بنزين وجود دارد. آيا بحث سهميه بندي در ازواج موقت هم مطرح است؟ ![]()
جناب وزير: البته در اين مورد همه ي نظام بايد فكرشان را روي هم بگذارند و تصميم بگيرند.
من: مگر اين مساله به فكر ارتباط دارد؟ ![]()
جناب وزير: خير. اما من نمي توانم بگويم كه ما در اين مملكت بر چه اساس تصميم مي گيريم. به هر حال تلاش اوليه براي روي گذاشتن فكر است {در اين لحظه وزير يه جوري مي شود}
من: بالاخره نظر شما در مورد سهميه بندي در ازدواج موقت چيست؟
جناب وزير: ما بحثي با نام سهميه بندي را فعلا در نظر نداريم اما در نظر داريم كه براساس نياز بازار، محصولات را در سه تيپ ارائه دهيم.
من: محصولات؟
جناب وزير: بله. معصوم مي فرمايند زنان از وسايل خوشي و لذت هستند بنابراين ما نيز از واژه ي محصول براي آن استفاده مي كنيم.
من: مي شود در مورد تيپ ها صحبت كنيد؟
جناب وزير: بله. چيزي شبيه ال 90 است كه بر اساس آپشن هايي مثل ايربگ، گرمكن شيشه عقب، قفل مركزي، دزدگير، رنگ و سيستم ترمز قيمت آن تعيين مي شود. خودتان ربطش را بيابيد. ![]()
من: آآآآآآآآآآقاااااااااااي وزير! حالا مي خواهيد توضيح دقيق بدهيد بدهيد، چرا هوسراني مي كنيد؟ به هر حال شما قدرت تصويرسازي بسيار خوبي داريد و من شما را مي ستايم ![]()
جناب وزير: {در اين لحظه آقاي وزير كه كم آورده، ناگهان شباهتي به رئيس جمهور پيدا مي كند و بي آن كه پاسخي بدهد مي گويد} اصلا بگذاريد من از شما يك سوالي بپرسم! شما چرا همه ي سوالاتتان در مورد مسائل جنسي است؟ در مورد ازدواج موقت صحبت كنيد. ![]()
من: مرا ببخشيد آقاي وزير. من فكر كردم ازدواج موقت چند ساعته مساله ي جنسي است. من پشيمانم. خدايا توبه. فقط يك سوال دارم كه مي خواستم بپرسم و تمام. اين كه چرا در نخستين هم انديشي "حجاب، مسؤوليت ها و اختيارات دولت اسلامي" همه ي سخنرانان تنها و تنها در مورد مساله ي ازدواج موقت صحبت كرده اند؟ به نظر شما از اصل موضوع كمي دور نشدند. ![]()
جناب وزير: مرض! هر چه مي خواهم نگويم، نمي گذاريد! ما هر از گاهي با دوستان از اين جور همايش ها مي گذاريم و قرار مي گذاريم چيزهايي بگوييم كه ارضا شويم و اين، از نظر ما در حكم همان ازدواج موقت است. شما هم سعي كنيد از اين هم انديشي ها برگزار كنيد ![]()
![]()
![]()
من: بسيار از شما متشكرم ![]()
پي نوشت۱: اين نوشته واقعي نيست.
مي دونم كه از طرح ضربه ئي!!!! حجاب زياد شنيده ايد اما اين طنز غم انگيز مرا نيز بخوانيد. اميدوارم از خنده روده بر شويد و محتويات روده هايتان بريزد توي شكمتان و حالتان گرفته شود.
خوب بريم:
معمولا پيشنهادهاي فرهنگي-جنسي من مورد استقبال مقامات قرار مي گيرد، خاطرم هست كه طرح پوشش بشكه 220 من براي حفاظت از برجستگي هاي خواهران هم اكنون در بسياري از خانواده هاي ناموس پرست و خداجو استفاده مي شود و اصلا هم محدوديت نيست بلكه مصونيت است و بسيار هم محكم و نفوذ ناپذير.
خبر مسرت بخش اين استقبال بنده را بسيار اميدوار و برجسته كرد. لذا بقيه اش رو داشته باش.
ديروز راديو جوان به نقل از روزنامه اعتماد ملي و چند روزنامه ديگر بيانيه ي نيروي انتظامي را در خصوص حفاظت از برادران (بخوانيد ناموس خواهران) قرائت كرد كه بر اساس آن اعلام شد با كراوات، پاپيون، اصلاح مو و ريش غربي برخورد مي شود. گويا كارشناسان متخصص انتظامي براي كم نياوردن مردان پيش زنان احساس كردند مردان نيز بايد چيز تهييج كننده اي براي بانوان داشته باشند، لذا كراوات و پاپيون انتخاب شد.
پس ما مردان نيز تهييج مي كنييييييييم. برو به افتخار تهييج آقايون! اي ول اي ول! داش تهييجو اي ول!!!!!
ضمنا اعلام شده است كه برادران و خواهران بدحجاب عزيز تبعيد مي شوند.
داستان جالبي است رفقا.......
خدا را شكر كه تمام طرح هاي مربوط به مهندسي فرهنگي كشور كه البته فقط شامل طرح ساماندهي مد و لباس، مبارزه با بدحجابي و افزايش زاد و ولد مي شود با هم در حال اجراست، بر اين اساس و بعضي اساس هاي ديگر، پيشنهادي جديد به ذهنم رسيده كه عرض مي كنم: يادتان هست كه آقاي رئيس جمهور پيشنهاد افزايش جمعيت كشور را به عموم ملت ايران داده بودند؟ يادتان هست؟ خوبه! حالا من فكر مي كنم براي عملي كردن اين قضيه مي توان از تمام امكانات ملي-جنسي استفاده كرد.
مثلا مي توان مرداني كه كراوات يا پاپيون مي زنند را همراه با خانم هايي كه تا كنون به كراوات و پاپيون فكر كرده يا مي كنند، همين طور خانم هايي كه مورد دارند (به دليل زياد بودن موارد خانم ها و حفظ شان اين وبلاگ از ذكر آن معذورم) همراه با آقاياني كه به موارد خانم ها مخصوصا موي آنان فكر مي كنند و بر اين اساس احساس ازدواج شديد بهشان دست مي دهد دستگير كرده و تبعيد نمايند. البته دستگيري به وسيله ي سربازان گمنام و داراي نام امام زمان يا هردو مورد آزاد است اما تبعيد بايد تحت نظارت مستقيم آقاي احمدي نژاد انجام شود.
از اين به بعدش خوبه..........
از آنجا كه معمولا در تبعيد، آدم ها سختي مي بينند و بيشتر نياز به محبت دارند پس يك تبعيدي (بخوانيد اخراجي) ديگر را پيدا مي كنند و لاو-تو-لاو (بخوانيد لاو-تو-لحاف
) مي شوند و پس از طي طريق (هدف، الهي است
) طبعا صاحب فرزنداني مي شوند كه مي توانند از عزت و شرف و ناموس اسلام دفاع كنند. ضمن اين كه چون از اين زمان به بعد بچه تلقي مي شوند و نمي فهمند، مي شود هر چه بخواهيم بهشان ياد دهيم
و آنها را براي خدمت به نظام آماده كنيم و در ضمن از همه مسائل زندگي مهم تر، اين اتفاق تاييدي مي شود بر تاثير مثبت فيلم اخراجي ها بر جامعه كه امت به شدت در پي آن هستند! يه كف هم برين به افتخار ده نمكي!!!!! ![]()
![]()
ادامه نداره. نتيجه گيري خاصي هم نداره. همين بود.
منتظر چي هستين؟ برين سراغ پي نوشت ها
پي نوشت1: تعداد "ي" در تهييج مي كنييييييييم مهم است و نبايد كمتر از هشت تا باشد ![]()
پي نوشت2: با عرض معذرت از استفاده از لفظ برجستگي هاي خواهران، تا حالا فكر كرديد چقدر اين كلمه، احمقانه و توهين آميز است؟
نه جون من! فكر كردين؟ ها؟ ميگي چي بگن؟ اصلا مگه مجبورن هي در موردش سخنراني كنن كه بخوان واسه اش اسم بذارن؟ اصلا مگه بايد اين مساله اين قدر مهم باشه؟ اصلا به اينا چه كه ...... ! اي بابا! ![]()
پي نوشت3: مجري برنامه جووني به وقت فرداي راديو جوان پرسيد: "دامادي كه يك بار در عمرش مي خواهد كراوات بزند و عكس خوش تيپ بگيرد بايد چه كند؟" و مهمان برنامه، سعيد ابوطالب نماينده مجلس در انتقادي جالب به اين بيانيه، قضيه كراوات و اين سوال، گفته اگرچه معتقدم كراوات باعث خوش تيپ شدن نمي شود
{و به همين دليل در فرهنگ اسلامي - ايراني ما توصيه نشده
} اما اگر مي خواهيم اين قدر بسته نگاه كنيم بياييم و لباس يقه مستطيلي 2 سانتي (يقه آخوندي خودمون) را هم به دليل اين كه ريشه فرانسوي دارد ممنوع اعلام كنيم! تو رو خدا جون من فكر كنين جناب ......... با هشتاد سال سن و ساير ملحقات، از اين يقه بلنداي برگردون بپوشه........
جوووووووووون!!! چه هلويي مي شه اين؟!؟! (تعداد واو اهميت ندارد و بسته به ميزان تهييج شما قابل تغيير است
)
پي نوشت4: واژه ي مهندسي فرهنگي كشور از دهان مبارك مقام معظم رهبري خارج شده و پس از آن بارها بوسيله مقامات مسؤول فرهنگي كشور علي الخصوص آقاي حداد عادل
مورد استفاده قرار گرفته است، پس بيجا مي كند كسي تعجب كند!!!!
ببين چه مي كنند با مهندسي!!!! ![]()
پي نوشت5: با توجه به اين كه مردان با كراوات و پاپيون هوس انگيز و در معرض نگاه هاي آلوده ي بانوان قرار مي گيرند جهت حفظ خودم و بانوان بي تربيت و سبز سرزمين سبزمان در كليه عكس هايي كه با كراوات دارم گردنم را قطع مي كنم و بك آپ هم بر نمي دارم تا با عملي انقلابي تلافي اين همه كثافتكاري دوران جاهليتم را در آورده باشم.
به گوشه هايي از اين عمليات در پايين صفحه توجه فرماييد. موس را چند لحظه روي عكس نگه داريد ![]()
پي نوشت6: انتخاب كراوات و پاپيون به عنوان چيزهايي كه زين پس مهيج خواهند بود بسيار آگاهانه بوده و بيش از انتخاب ساير گزينه هاي تهييج كننده به سود جامعه مي باشد، چرا كه مسؤولين احساس كردند اگر زنان با اين چيزها تهييج بشوند بهتر از آن است كه با چيزهاي ديگر تهييج بشوند ![]()
پي نوشت7: قول مي دهم اگر زماني چادر اجباري شود من هم از عبا به جاي كت و شلوار استفاده مي كنم تا جاييم معلوم نباشد و مصونيت باشد ان شاء الله ![]()
پي نوشت8: آقا ما مرديم اين قدر به كاراي اينا خنديديم و اتحاد ملي ايجاد كرديم ![]()
![]()
![]()
![]()
اين شكلك ها انواع روش هاي خنده به كارهاي اينهاست
